به مناسبت سالگرد شهادت شهید دوران

ارسال شده توسط در Jul 17, 2012 در اخبار | 30 دیدگاه

به مناسبت سالگرد شهادت شهید دوران

صدام در مصاحبه با روزنامه «الدوره» عراق گفته بود؛ اين جنگ به خاطر فتح و تصرف چند صد كيلومتر اراضى خاك ايران نيست و همه‏چيز محدود به اهداف نظامى نمى‏شود، بلكه اين جنگ به خاطر سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى ايران است.

ماجراى تصميم عراق براى برگزارى كنفرانس غيرمتعهدها
هنگام عمليات رمضان در همان اوايل جنگ تحميلى صدام در مصاحبه با روزنامه «الدوره» عراق گفته بود؛ اين جنگ به خاطر فتح و تصرف چند صد كيلومتر اراضى خاك ايران نيست و همه‏چيز محدود به اهداف نظامى نمى‏شود، بلكه اين جنگ به خاطر سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى ايران است. در اين شرايط به طور مسلّم يكى از ابزارهاى موجود، استفاده از فشارهاى سياسى و افزايش تحركات سياسى با هدف جلب حمايت كشورها براى كمك نظامى و سياسى و تضعيف دشمن بود. به عبارت ديگر برخوردارى هر يك از كشورهاى ايران و عراق از يك نظام سياسى برتر در منطقه مقدمات پيروزى را فراهم مى‏كرد.
قبل از فتح خرمشهر عراق در چنين جايگاهى قرار داشت و يك سر و گردن از ما بالاتر بود و مى‏توانست با فشارهاى سياسى، خود را به ما تحميل كند. ولى با فتح خرمشهر قضيه برعكس شد و نظام بين‏الملل شاهد شكست نظامى – سياسى عراق در اين منطقه استراتژيك شد و اين در حالى بود كه عراق برگ برنده خود را براى اعمال نظرات نامشروع در منطقه از دست داد.
در اين شرايط كه خرمشهر آزاد شده بود؛ كشورهاى عرب منطقه كه روى صدام و ارتش آن تكيه داشتند دچار وحشت شدند. در اين شرايط سياسى، آمريكا و برخى كشورهاى عرب توصيه كردند كه در اين فضا و شرايط حاكم، هرچه سريع‏تر بايد آتش‏بس برقرار شود.
در تشريح علل تصميم برگزارى كنفرانس غيرمتعهدها در بغداد مى‏توان گفت رژيم صدام كه در اين شرايط از لحاظ سياسى بسيار ضعيف شده بود، بهترين راه خروج از اين بحران را برگزارى اجلاس سران كشورهاى غيرمتعهد در بغداد دانست، زيرا از اين طريق موفق مى‏شد با صدور بيانيه و حربه‏هاى ديگر همه چيز را به نفع خود و به ضرر نظام جمهورى اسلامى ايران به پايان برساند.
از سوى ديگر عراق بارها اعلام كرده بود كه بغداد كاملاً امن و امان است و حتى پرنده‏اى جرأت ندارد در آسمان بغداد پرواز كند، در اين زمان بود كه ايجاد ناامنى در استان بغداد در دستور كار نظامى – سياسى جمهورى اسلامى قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تأسيسات پالايشگاهى «الدوره» در جنوب شرقى شهر بغداد از برگزارى نشست سران غيرمتعهدها جلوگيرى شود.

عباس دوران كه بود؟
عباس دوران در سال 1329 در شهر شيراز ديده به جهان گشود. وى پس از اخذ ديپلم در سال 1351 وارد دانشكده خلبانى نيروى هوايى ارتش شد و پس از طى نمودن دوره مقدماتى در ايران براى ادامه تحصيل و دوره تكميلى به آمريكا اعزام گرديد وى پس از اخذ نشان و گواهينامه خلبانى به ايران بازگشت. هنگامى كه جنگ تحميلى در تاريخ 1359.6.31 آغاز شد وى در پست افسر خلبان شكارى و معاونت عملياتى فرماندهى پايگاه سوم شكارى (شهيد نوژه) انجام وظيفه مى‏كرد. او در طول جنگ بيش از يكصد و بيست پرواز جنگى داشت.
وى بارها مى‏گفت اگر هواپيما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مى‏آيم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.
دوران در تاريخ 1359.9.7 در يك عمليات متحورانه دو ناوچه نيروى دريايى عراق را در حوالى اسكله «الاميه» و «البكر» سرنگون كرد، چنانچه مى‏گفتند و به اثبات هم رسيد نيروى دريايى عراق را سرهنگ خلبان عباس دوران و سرهنگ خلبان خلعتبرى به نابودى كشاندند.
زمانى كه اسراييل به لبنان حمله كرد وى اولين خلبانى بود كه آمادگى خود را جهت نبرد با صهيونيست‏ها اعلام كرد.
در سال 1361 جنگ تحميلى هر روز شعله‏ورتر مى‏شد و صدام رئيس دولت بعث عراق براى مانور سياسى از برپايى كنفرانس غيرمتعهدها سخن مى‏گفت و از مدت‏ها قبل به كمك آمريكا بغداد را به زعم خود به دژ نفوذناپذيرى تبديل كرده و تبليغات بسيار وسيعى به راه انداخته بود تا حدى كه براى سران غيرمتعهد بنزهاى سفارشى‏اش را روى اتوبان‏هاى نوساز بغداد راه انداخت، خيلى خرج كرده بود. از يك طرف هم مدام، تبليغ مى‏كردند كه ايران نمى‏تواند بغداد را ناامن كند. در اين شرايط بود كه سرهنگ خلبان عباس دوران براى جلوگيرى از تشكيل كنفرانس سران غيرمتعهدها در تاريخ 1361.4.20 مأموريت يافت تا پايتخت عراق را ناامن نمايد.
روز 31 تيرماه 1361 سه هواپيما كه هر كدام دو سرنشين داشت مأموريت يافتند روى بغداد عملياتى انجام دهند. هدف آن‏ها بمباران پالايشگاه بغداد، نيروگاه اتمى بغداد و پايگاه الرشيد يا ساختمان اجلاس در بغداد بود.
هواپيماى شماره يك: عباس دوران – منصور كاظميان
هواپيماى شماره دو: اسكندرى – باقرى
هواپيماى شماره سه: توانگريان – خسروشاهى
ماجراى اين مأموريت كه خلبان عباس دوران در آن به شهادت رسيد از زبان همكار و همراهش منصور كاظميان خواندنى است:
قبل از اينكه اين عمليات را به ما اعلام كنند عباس دوران به «اميديه» رفته بود و قرار بود در صورتى كه در عمليات رمضان نياز شد، پرواز كند، زيرا نيروى زمينى ارتش در اين عمليات نياز به حمايت‏هاى هوانيروز داشت. در نتيجه دو روز قبل از شروع عمليات عباس دوران به ما ملحق شد و به ما توضيح دادند كه به علت حساسيت ويژه، اين عمليات با سه هواپيما انجام خواهد شد. هواپيماى شماره 1 من بودم و عباس دوران. هواپيماى شماره 2 محمود اسكندرى بود و ناصر باقرى و هواپيماى شماره 3 توانگريان و خسروشاهى كه البته قرار شده بود هواپيماى شماره 1 و 2 به عمق خاك عراق و شهر بغداد بروند و علاوه بر بمباران پالايشگاه «الدوره» ديوار صوتى اين شهر را نيز بشكنند و هواپيماى شماره 3 نزديك مرز به عنوان پشتيبان و نيروى جايگزين مستقر شود تا در صورت بروز هرگونه مشكلى براى اين دو هواپيما، عمليات را ادامه دهد.
ما به سمت بغداد پرواز كرديم. تقريباً 15 كيلومترى بغداد بوديم كه با ديوار آتش و پدافند دشمن روبه‏رو شديم و در همين فاصله چند گلوله به هواپيماى ما برخورد كرد.
وقتى اين گلوله‏ها به هواپيماى ما اصابت كرد عباس به من گفت كه چراغ موتور سمت راست روشن شده و ظاهراً موتور از كار افتاده است. به عباس گفتم چاره‏اى نيست و بايد به عمليات ادامه دهيم. زيرا در آن شرايط اگر باز مى‏گشتيم دوباره در ديوار آتش دشمن قرار مى‏گرفتيم: بنابراين به سمت جنوب شرقى شهر بغداد كه پالايشگاه «الدوره» در آنجا بود ادامه مسير داديم و با اين كه پدافند دشمن بسيار قوى بود تمام بمب‏ها را روى اين پالايشگاه تخليه كرديم.
بعد از تخليه بمب‏ها به مسيرى ادامه داديم كه دقيقاً به سمت همان هتلى ختم مى‏شد كه قرار بود كنفرانس غيرمتعهدها در آنجا برگزار شود.
زمانى كه ما بمب‏ها را روى پالايشگاه الدوره مى‏ريختيم آتش بى‏امان و شديد دشمن قطع نمى‏شد. در همان موقع بود كه هواپيما مورد اصابت چند گلوله ديگر قرار گرفت و قسمت عقب آن به طور كلى از بين رفت.
وقتى به پشت سرم نگاه كردم پالايشگاه را ديدم كه در آتش مى‏سوخت. در آن لحظه بود كه ديدم قسمت دم هواپيما تا وسط كابين از بين رفته و در آتش مى‏سوزد. ديگر حتى فرصت نشد كه به عباس اين قضيه را بگويم و نمى‏دانم چطور شد كه صندلى من به بيرون پرت شد.
درست نمى‏دانم اما قبل از اينكه بخواهم به عباس بگويم كه قسمت عقب هواپيما از بين رفته صندلى به بيرون پرت شده بود نمى‏دانم آيا عباس بود كه اين كار را كرده بود (چون چند لحظه قبل از آن به شدت اصرار داشت كه من هواپيما را ترك كنم) يا آتشى كه در قسمت وسط كابين بود باعث اين قضيه شده بود. در هر صورت چشمانم سياهى رفت و ديگر هيچ چيز نديدم. وقتى به هوش آمدم در وزارت دفاع عراق اسير شده بودم. بعد از دو ماه يك سرباز عراقى كه نگهبان وزارت دفاع عراق بود به من گفت؛ هواپيماى شما را ديدم كه آتش گرفته بود، يك چتر باز شد و بعد از چند ثانيه هواپيما به هتل محل برگزارى كنفرانس غيرمتعهدها برخورد كرد. تازه فهميدم عباس صندلى خودش را به بيرون پرت نكرده و پس از برخورد هواپيما با ساختمان هتل به شهادت رسيده است.
وقتى خبر شهادت عباس دوران را شنيدم به ياد صحبت‏هاى شب قبل از عمليات افتادم كه به من گفت: «منصور جان اگر يك وقت هواپيما دچار مشكلى شد تو خودت را به بيرون پرت كن و منتظر من نمان، چون من بايد در هواپيما بمانم و مأموريتم را به اتمام برسانم.»
كاظميان درباره عمليات‏هاى مهمى كه با عباس دوران انجام داده است مى‏گويد: من از سال 1360 كه عباس دوران به همدان منتقل شده بود با او آشنا شدم و در عمليات‏هاى زيادى با عباس شركت كرده‏ام كه مهم‏ترين آنها عمليات فتح‏المبين، عمليات بوشهر براى بمب‏باران اسكله‏هاى «البكر و الاميه» نزديك بندر بصره و همچنين آخرين عمليات با هدف ناامن كردن شهر بغداد و به هم زدن كنفرانس غيرمتعهدها بود.
وى افزود: عباس دوران بين همه معروف بود. ترس را هيچ‏گاه در وجود او نديدم. سخت‏ترين مأموريت‏ها را قبول مى‏كرد. و به تنها چيزى كه فكر مى‏كرد هدف بود. حتى يادم هست در عمليات بمب‏باران اسكله «البكر» و «الاميه» در نزديكى بندر بصره بنا به دلايلى قرار شد كه عمليات به صورت نيمه كاره متوقف شود ولى عباس دوران قبول نكرد و عمليات را به آخر رساند. او هيچ‏گاه در كابين صحبت نمى‏كرد و هميشه مى‏گفت اگر از مسير منحرف شدم و يا حالت نامتعادلى را مشاهده كرديد آن وقت علاوه بر اينكه به من اعلام مى‏كنيد مواظب اطراف باشيد.
منصور كاظميان همزمان با شهادت عباس دوران به اسارت درآمد و پس از هشت سال و دو ماه در تاريخ بيست و چهارم شهريور 1369 آزاد شد و به ميهن اسلامى بازگشت.

ناامن نشان دادن بغداد تنها راه جلوگيرى از برگزارى اجلاس سران غيرمتعهدها
سرهنگ ناصر باقرى ديگر همرزم عباس دوران است كه طى گفت‏وگويى به تشريح عمليات پرداخت. عملياتى كه به گفته او تاكنون مهجور مانده است.
ناصر باقرى مى‏گويد: اين عمليات از لحاظ سياسى براى جمهورى اسلامى ايران بسيار مهم بود، (هر چند كه تا كنون اين عمليات به اين وسعت و اهميت مهجور مانده است) اگر كنفرانس سران كشورهاى غيرمتعهد در بغداد برگزار مى‏شد صدام به مدت 8 سال رياست آن را به عهده مى‏گرفت. جمهورى اسلامى ايران اعتراض شديد خود را با تحريم كنفرانس نشان داده بود. وليكن اين امر كافى نبود و نبايستى اين كنفرانس در بغداد برگزار مى‏شد و رياست آن به مدت 8 سال در دست صدام قرار مى‏گرفت.
وى افزود: ايران از لحاظ سياسى نتوانست مانع اين امر شود و در نهايت متوسل به حربه نظامى شد، تنها راهى كه مى‏شد از برگزارى كنفرانس جلوگيرى كرد ناامن نشان دادن شهر بغداد بود كه صدام به امنيت آن خيلى افتخار مى‏كرد، از سوى ديگر در آن زمان در سال 1361 ايران موشك دوربرد نداشت كه بغداد را مورد هدف قرار دهد براى همين قرار شد اين حركت توسط هواپيماها و بمب‏باران پالايشگاه عراق صورت بگيرد. لازم به ذكر است كه اين عمليات در رديف عمليات حمله به H-3 است.
باقرى پيرامون نحوه انجام عمليات گفت:
پيش از انجام عمليات به ما اعلام كرده بودند كه درصد خطر اين عمليات بالاى 85 درصد است، شش خلبان اين سه هواپيماى (F-4) نيز توسط ستاد كل انتخاب شده بودند، من با مرحوم اسكندرى، شهيد دوران با منصور كاظميان و توانگريان و خسروشاهى خلبانان سه هواپيماى مذكور بوديم، در اين بين من و اسكندرى هر كدام شش بار بر فراز بغداد پرواز داشتيم ولى شهيد دوران اولين پرواز بود كه بر فراز بغداد انجام مى‏داد على‏رغم اينكه تنها كسى كه تا آن زمان داراى بيشترين پرواز عملياتى بود. شهيدان دوران بود.
در اين عمليات نيت، زدن شهر بغداد و مناطق مسكونى نبود بلكه قرار بود با حمله به پالايشگاه «الدوره» بغداد و زدن نقاط حساس آن و شكستن ديوار صوتى بغداد، فقط يك جو روانى و ترس ايجاد نماييم. از سوى ديگر پدافند دشمن هم خيلى قوى بود. از بدو ورود ما به خاك عراق با يك ديواره آتش روبرو شديم كه پدافند سبك آنها ايجاد كرده بود، نزديكى صبح بود كه پدافند هوايى بغداد نيز ما را ردگيرى كرد و ما در بين دو پدافند زمينى و هوايى قرار گرفتيم، به هر حال عمليات را ادامه داديم و پالايشگاه را زديم، در موقع رفتن، دوران كه ليدر ما بود جلوى ما حركت مى‏كرد وليكن پس از عمليات و موقع برگشت از سمت ديگر شهر بغداد هواپيماى من و اسكندرى جلو بود و دوران و كاظميان پشت سر ما بودند.
پدافند سبك عراق هواپيماى ما را كه شماره دو بوديم زدند و تنها يك گلوله در كابين خلبان منفجر شد ولى در عين حال هواپيما به حركت خود ادامه داد و فقط سرنشينان آن كه من و اسكندرى بوديم زخمى شديم.
در همين حين از هواپيماى شماره يك كه دوران و كاظميان در آن بودند اطلاع دادند كه هواپيما را زدند.
اسكندرى به آنها گفت عيب ندارد ما را هم زده‏اند پشت سر ما بياييد.
دوران در جواب گفت: موتور شماره دو آتش گرفته و ما نمى‏توانيم بياييم.
اسكندرى مجدداً گفت: اگر مى‏توانيد بياييد، وگرنه بپريد بيرون.
كه بعد از اين گفت‏وگو ديگر جوابى از آن طرف نيامد و ما بالاخره با وجود آتش سنگين پدافند دشمن برگشتيم و در همدان به زمين نشستيم. بعدها متوجه شديم كه در آن لحظه كاظميان توسط دوران (Eject) شده و شهيد دوران هم هواپيماى نيمه سوخته را به ساختمان هتل محل برگزارى كنفرانس كوبيده است.
صبح 31 تيرماه 1361 خلبان شهيد عباس دوران كه در تعداد پرواز جنگى در نيروى هوايى ركورد داشت و عراق براى سرش جايزه تعيين كرده بود، پس از بمباران پالايشگاه بغداد هواپيما را كه آتش گرفته بود به هتل محل برگزارى اجلاس سران غيرمتعهدها مى‏كوبد و بدين ترتيب با شهادت خود كارى كرد كه اجلاس سران غيرمتعهدها به علت فقدان امنيت در بغداد برگزار نشد. پيكر پاك شهيد عباس دوران به همراه 570 شهيد ديگر دوم مردادماه 1381 به خاك پاك ميهن بازگشت. شجاعت و نترس بودن عباس دوران باعث شده تا دوستانش به شوخى به او بگويند: عباس هميشه جوراب شانس مى‏پوشيد و بعد به عمليات مى‏رود…

درد دل خود شهيد:
هشتم تير 1360: دلم نمى‏خواهد از سختى‏ها با همسرم حرفى بزنم. دلم مى‏خواهد وقتى خانه مى‏روم جز شادى و خنده چيزى با خود نبرم؛ نه كسل باشم، نه بى‏حوصله و نه خواب‏آلود تا دل همسرم هم شاد شود… اما چه كنم؟ نسبت به همه‏چيز حساسيت پيدا كرده‏ام. معده‏ام درد مى‏كند… دكتر مى‏گويد فقط ضعف اعصاب است… چطور مى‏توانم عصبانى نشوم؟ آن روز وقتى بلوار نزديك پايگاه هوايى شيراز را به نام من كردند، غرور و شادى را در چشم‏هاى همسرم ديدم. خانواده‏ام نيز خوشحال بودند. حواله زمين را كه دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم كه اين همه محبت دارند و خوبند پشت تريبون رفتم؛ ولى همين كه پايم به خانه رسيد، ديگر طاقت نياوردم. حواله را پاره كردم و ريختم زمين. يعنى فكر مى‏كنند ما پرواز مى‏كنيم و مى‏جنگيم تا شجاعت‏هاى ما را ببينند و به ما حواله خانه و زمين بدهند؟…
بايد با زبان خوش قانعش كنم كه انتقال به تهران، يعنى مرگ من. چون پشت ميزنشينى و دستور دادن براى من مثل مردن است…

همسر دوران: در حق عباس كم‏لطفى شده است
نرگس خاتون دلى روى‏فر همسر شهيد خلبان عباس دوران در گفت و گويى اظهار داشت: عباس دوران در طى دو سال اول جنگ بيش از 120 پرواز و عمليات برون مرزى داشته است كه كارشناسان مسايل پروازى اذعان داشته‏اند اين چنين آمارى حتى در جنگ هفت ساله ويتنام هم وجود نداشته است.
وى با اشاره به آخرين ديدار عباس دوران با خانواده خود گفت: آخرين مرتبه‏اى كه قرار شد عباس به عمليات بمباران پالايشگاه «الدوره» برود، «اميررضا» هشت ماه و نيم بيشتر نداشت و صحبت‏هاى ما مثل همه موارد مشابهى بود كه عباس به عمليات مى‏رفت. اما بعدها متوجه شديم فقط به يكى از دوستانش گفته بود كه احتمالاً اين آخرين پرواز من است و مى‏خواهم در صورتى كه برنگشتم تو اولين كسى باشى كه خبر شهادتم را به خانواده‏ام مى‏دهى.
در زمان جنگ عباس دوران در پايگاه بوشهر بود كه از او دعوت كردند تا به تهران برود ولى او قبول نكرد و به همدان رفت زيرا از پشت ميز نشستن خوشش نمى‏آمد و دوست داشت هميشه در تكاپو و پرواز باشد.
همسر عباس دوران با اشاره به خصوصيات اخلاقى شهيد مى‏گويد: عباس دوران هميشه ساكت و محجوب بود و در ميان هشت فرزند خانواده‏اش و حتى اقوام از محبوب‏ترين افراد بود.
وى همچنين با گله‏مندى اظهار داشت: در حق عباس دوران بسيار كم‏لطفى شده است. طى اين سال‏ها كسى چندان به موضوع شهادت او نپرداخته است و شما كمتر جايى يا برنامه و حتى نشريه‏اى مى‏بينيد كه در آن سخنى از عباس به ميان آمده باشد. حتى آخرين عمليات او كه به گفته بسيارى از صاحب‏نظران از لحاظ سياسى، بين‏المللى و نظامى در درجه بسيار بالايى از اهميت قرار داشت، هنوز هم ناشناخته مانده است.
در پايان جا دارد يادى كنيم از خلبانان شهيد نيروى هوايى … شهيد عباس دوران كه سرآمد دوران بود، شهيد خلعتبرى، شهيد اردستانى، شهيد مرتضايى و… كه اين نوشته عرض ارادتى بود به ساحت مقدس شهيد عباس دوران… ياد او و تمامى خلبانان شهيد نيروى هوايى گرامى باد.

30 دیدگاه

  1. روحش شاد و سر افراز باد

  2. اینان شهدای واقعی هستند و تا ابد یاد و خاطره شان در ذهن ایران و ایرانی خواهند ماند. کسانی بودند که برای وطنشان فداکاری کردند. اجازه ندهید شهدا بازیچه سیاست شوند و در کش و قوس های سیاسیون لجن مال شوند

  3. با سلام واحترام به روح بلند شهید عباس دوران وهمه شهدای جنگ
    از همون هفت هشت سالگی که شجاعت شهید دوران رو تو اون عملیات هوایی شنیدم از این که یک ایرانی و هم وطن چنین دلیرانی هستم احساس غرور می کردم وهمیشه از ته دل شهید دوران رو می پرستیدم.
    حالا هم که این افتخار رو دارم که هر روز از کنار عکس این دلیر مرد بزرگ در اتوبان بسیج میگذرم هر روز رشادت این اسطوره های افتخار ایرانی رو با تمام وجودم تحسین می کنم.
    درود بر عباس دوران و همه از جان گذشتگان بخاطرنام ایران.

  4. شهیدان خدایی
    کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی
    کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوایی
    کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی
    کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی
    کجایید ای در زندان شکسته بداده وام داران را رهایی
    کجایید ای در مخزن گشاده کجایید ای نوای بی‌نوایی
    در آن بحرید کاین عالم کف او است زمانی بیش دارید آشنایی
    کف دریاست صورت‌های عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی
    دلم کف کرد کاین نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
    برآ ای شمس تبریزی ز مشرق که اصل اصل اصل هر ضیایی

  5. abbase dowran 1 ostoreast va mardi ke faramosh nmishee

  6. لطفا آدرس مزار شهید امیر خلبان سرلشکر عباس دوران را برام بفرستید تا کمترین کاری که از دستم برمیاد را انجام بدم.
    و در آخر از تمامی ایرانی ها خواهش می کنم تا اوجایی که دستشون میاد و می توانند یاد و خاطره ایشان را زنده نگهدارند تا سرمشق راه دیگران شود.
    متشکر.
    چو ایران نباشد تن من مباد.
    .
    پاینده باد ایران.

    • سلام
      قطعه شهدای دارالرحمه شیراز

    • باسلام
      متاسفانه پس ازسقوط هواپیمای ایشان در پالایشگاه الدوره بغداد پیکر این بزرگوارنیزبه همراه لاشه هواپیما در پالایشگاه الدوره بغداد سوخته وبقایایی ازجسد ایشان به دست نیامد.و مزار ایشان در دارالرحمه شیراز در حقیقت به صورت یادبود میباشد.

  7. با سلام و آرزوي موفقيت براي همه رزمندگان وخانواده محترم شهدا از اينكه ميتوانم خاطرات و ياد شهيد دلاور عباس دوران را در اينترنت ملاحظه نمايم ودر منظر تمامي جوانان و ملت بزرگ ايران ومسلمانان جهان قرار ميگيرد كمال تشكر وسپاسگذاري دارم

  8. سلام خیلی خوش حالم که افرادی هستن که فرزندان ایران رو فراموش نکردند و از دلاوری هاشون میگن.من ازاین خلبان از جان گذشته در راه وطن می خوام که وساطت مارو پیش خدای آسمانها بکنه که مرگ ماهم در راه ایران باشه. به امید سربلندی ایران!

  9. خوشحالم كه چنين سايتي به وجود آمده.
    سربلند و پيروز باشيد

  10. خیلی خوشحالم از به وجود امدون این سایت نسل امروز باید افرادی مانند عباس دوران رو خوب بشناسند تا بتوانند جا پای این بزرگواران بگذارند وامید وارم خدا عاقبت همون رو به مانند دوران ها به خیر کنه درود خدا بر شهید عباس دوران

  11. درود به روح پاک و بلند شهید بزرگوار عباس دوران

  12. ممنون از زحمات دست اندرکار سایت شهید عباس دوران.

  13. بیاد ان شب که عباس دوران ما به علقمه زد

    امشب شب شهادت اباالفضل کربلای ایران شهید سرلشکر خلبان عباس دوران است یادش گرامی راهش پر رهرو

    عشق است بر آسمان پریدن
    صد پرده به هر نفس دریدن

    اول نفس از نفس گسستن
    اول قدم از قدم بریدن

    نادیده گرفتن این جهان را
    مر دیده خویش را بدیدن

    گفتم که دلا مبارکت باد
    در حلقه عاشقان رسیدن

    ز آن سوی نظر نظاره کردن
    در کوچه سینه‌ها دویدن

    ای دل ز کجا رسید این دم
    ای دل ز کجاست این طپیدن

    ای مرغ بگو زبان مرغان
    من دانم رمز تو شنیدن

    دل گفت به کار خانه بودم
    تا خانه آب و گل پریدن

    از خانه صنع می پریدم
    تا خانه صنع آفریدن

    چون پای نماند می کشیدند
    چون گویم صورت کشیدم

    دیوان شمس

    تقدیم به تو دنیا را نادیده گرفتی وبه دیدار خدایت شتافتی وچون سیمرغ همه راجاگذاشتی به خاطر کشورت ایران

  14. سلام
    قطعه شهدای دارالرحمه شیراز
    (همان ابتدای ورودی همانند گلی زیبا در گلزار شهدا کاملا مشخص و معلوم است)

  15. سلام
    امروز 30 تیر 91 است و من جوانی ایرانی …
    عباس دوران عزیز با اینکه سالهاست از پرواز ابدیت میگذرد و من فقط از تو شنیده ام ..اما عباس آقا قلب من بایاد شما و امثال شما می تپد تا پرچمی که شما برافراشتید را برافراشته نگاه دارم.عباس آقا بدان که فراموش کردن شما ناممکن است .
    درود برتو ..دلتنگت هستم..یاعلی..التماس دعا

  16. او سال 81 به وطن بازگشت مانند باقی شهدا که آمدند اما دیر آمدند..درود بر او و مزارش

  17. سالروز عروج عقاب تیز پرواز ایران عباس دوران رو به خانواده این بزرگوار تبریک و تسیلت می گویم

  18. با سلام
    دیروز 30 تیر 91 مطلبی در خصوص حماسه استوره ای عباس دوران در وبلاگ حقیر خویش به نام مردی برای تمام دوران گذاشتم و خدا می داند که تا ساعتها و ساعتها دلم در هوای این سرباز شریف میهن مشعوف بود.
    روحش شاد یادش گرامی

    الا ای میهن ای از خون شده رنگ
    سخن ها دارمت از این دل تنگ
    عذابم می دهد این زخم خاموشی
    عذابم می دهد زهر فراموشی
    ای میهن … ای میهن
    تو را آباد می خواهم
    تو را آزاد می خواهم
    تو را می خواهمت پر شور
    اگر چه جای من باشد
    به زیر سنگ سرد گور

  19. با سلام توجه توجه
    چند دقيقه پيش به كليپي در مورد شهيد دوران نگاه ميكردم، فهميدم كه امروز 30 سال از شهادت اين بزرگ مرد ميگذره جالبه كه 30 ام تير سال 61 مصادف شده بود با اول ماه مبارك رمضان و روزي كه شهيد دوران حماسه عجيبي را آفريد !!!

  20. درود خداوند بر پدر ومادر ورحمت به شیری که شهید بزگوار نوشید واقعأ باید بالید به رشادت وجوانمردی واسوه دلیری شجاعت روحت شاد ویادت گرامی

  21. شهيد عباس دوران

    چهره درخشان هشت سال دفاع مقدس

    روزهاي هفته اول شهريور ماه سال 1391 تهران پايتخت جمهوري اسلامي ايران ميزبان شانزدهمين اجلاس سران جنبش غيرمتعهدها و دبيركل سازمان ملل متحد وساير سازمانهاي بين المللي ومنطقه اي بود.قبل ؛حين وبعد از برگزاري اين اجلاس مقالات متعددي در روزنامه ها وسايت ها منتشر گرديد وسخنراني ها ومصاحبه هاي قابل توجهي پيرامون آن ايراد شد واز اين به بعد هم اين موارد تداوم خواهد يافت.البته اهميت اجلاس شانزدهم چنان بود كه پرداختن به زواياي مختلف آن؛ بيش از اينها را هم مي طلبد.بديهي است بيشتر كساني كه حول وحوش جنبش غيرمتعهدها واجلاس سران درتهران قلم زدند وسخن برزبان جاري كردند نگاهشان به امروز وآينده است.اين هم امري منطقي است.اما دراين نوشتار مختصر مي خواهم به گذشته برگردم.فراموش نكنيم كه گذشته پلي بوده است براي رسيدن به امروز وامروز هم مي تواند نگاه ما را به افق هاي آينده رهنمون سازد.
    دهه شصت دهه آزمايش بزرگ ملت ايران بود.درآن سالها فرزندان رزمنده وبرومند ملت رشيد ايران درطول 1200 كيلومتر در نبردي نابرابر دربرابر مستبدي متجاوز بنام صدام حسين شركت داشتند.در عرصه نظامي همه چيز براي صدام وارتش تحت فرمانش فراهم بود.دلارهاي شيوخ حاكم بركشورهاي عربي؛كمك هاي اطلاعاتي آواكس هاي آمريكايي؛ ميراژها وسوپراتاندارهاي فرانسوي؛ميگ ها وتانك هاي پيشرفته روسي؛بمب هاي شيميايي آلماني و…….او را مصمم كرده بودتا نظام جمهوري اسلامي ايران را از پا درآورده ونه تنها بعنوان رهبر امت عرب بلكه ژاندارم وآقاي منطقه حساس خليج فارس خودنمايي كند.درهمان حالي كه جمهوري اسلامي ايران براي تهيه سيم خاردار و ورود آن به كشور درمضيقه وتحت تحريم شديد قرار داشت؛ سيل ارسال موشك ها وسيستم هاي ضد هوايي به بغداد چنان بود كه آسمان بغداد را بعنوان دژي مستحكم وغير قابل نفوذ مبدل كرده بود.

    درچنان اوضاع واحوالي موضوع برگزاري اجلاس هفتم سران جنبش عدم تعهددربغداد مطرح ومورد تصويب قرار گرفت.تلاش هاي ديپلماتيك جمهوري اسلامي ايران براي جلوگيري از برگزاري اين اجلاس دربغداد تقريبا ره به جايي نبرده بود زيرا درپاسخ ادعاهاي ايران مبني بر ناامن بودن بغداد؛ مقامات عراق عنوان مي كردند كه هيچ پرنده اي جرات پرواز بر فراز بغداد را نخواهد داشت.شبكه هاي خبري جهاني نيز با ارائه آمارها وارقام انواع واقسام موشك ها وسيستم هاي راداري خريداري شده توسط حكومت بعثي حاكم برعراق؛توانمندي بعثيون براي تامين امنيت اجلاس سران را تائيد مي كردند.

    دراينجا بود كه سكانداران سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نيازمند همراهي وكمكي شايان توجه در ميدان جنگ بودند تا درعرصه عمل نشان داده شود كه بغداد نا امن است.بچه هاي جبهه وجنگ كه جان رابركف گرفته بودند؛ براي هرنوع فداكاري واز خود گذشتگي آماده بودند.اما برهم زدن اين سناريو كه درصورت اجرايي شدن

    جايگاه عراق وحكومت صدام حسين را درجهان ارتقاء مي داد؛ كاري زميني نبود وبايد بر فراز آسمانها نقشه هاي شيطاني مخالفان ملت ايران نقش برآب مي گرديد. رزمندگان عزيز ميدانهاي جهاد وشهادت وايثاروفداكاري ؛مانندساكنان سرافراز اين سرزمين پهناور با نگراني خاصي اخبار مربوط به مسايل سياسي و در راس آنها خبرهاي برگزاري اجلاس هفتم سران جنبش غيرمتعهدها دربغداد را پيگيري مي كردند.طبيعتا هر خبري كه حاكي از احتمال تحقق خواسته صدام حسين وحاميان جهانيش داشت ؛موجب تكدر خاطر ونگراني رزمندگان اسلام مي شد.
    تقويم تاريخ آخرين روزهاي تير ماه سال 1361 را نشان مي داد.از قضا ماه مبارك رمضان با تيرماه مقارن گشته بود.سي ام تيرماه آسمان عراق وازجمله بغداد پايتخت اين كشور زير غرش رعد آساي عقابان تيز پرواز نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته بود؛ساعاتي از آغاز اين روز سپري نگشته بود كه خبري بسيار مهم به سراسر جهان مخابره گرديد.براساس اين خبر خلبانان فداكار ايراني علاوه بر پايگاههاي نظامي واقتصادي ؛هتل محل برگزاري اجلاس سران جنبش غيرمتعهدها را هدف حملات خود قرار داده بودند.اشك هاي شوق بر ديدگان پاسداران وارتشيان وبسيجيان ونيروهاي عشايري مستقر در جبهه هاي جنگ جاري گرديد؛فرياد الله اكبر سراسر نوار مرزي را در برگرفت ومردم ايران براي شكست نقشه شيطاني تقويت سياسي صدام حسين؛ پيشاني را به نشانه سپاس بر درگاه خداي بزرگ فرود آوردند.
    اين پيروزي عظيم سياسي ونظامي موجي از شادي را درميان ملت ايران ودوستانش در سراسر عالم پديد آورد وبه همان اندازه اندوهي سهمگين را بر دلهاي سياه مخالفان عزت وسربلندي جمهوري اسلامي نهاد.خبرهاي منتشره حكايت از آن داشت كه دلاور مردي بنام خلبان عباس دوران جت جنگنده خود را به هتل پيش بيني شده براي اجلاس سران غيرمتعهدها كوبيده وخود به شهادت رسيده است.عباس دوران راست قامت هميشگي دوران شد اما داغي بزرگ بر دلهاي ملتي قدرشناس نهاد.اين روزها كه جمهوري اسلامي ايران به بهترين نحو ممكن ميزبان اجلاشانزدهم جنبش غيرمتعهدها بود وآنرا رهبري ومديريت نمود؛ جا دارد تا ياد وخاطره قهرماني كه با نثار جان شيرين خويش براي ملتش افتخار كسب كرد ودشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي وملت ايران را در رسيدن به اهداف شومشان ناكام گذاشت گرامي بداريم وبه روح مطهرش درود وسلام هاي خالصانه اهداء نمائيم.بي شك زمان زندگي ما هم روزگاري به پايان خواهد رسيد اما راه ونام نيك وخاطره رشادتهاي دلاوراني همچون عباس دوران براي هميشه بر تارك تاريخ اين سرزمين خواهد درخشيد.

    این مفاله به قلم جناب اقای کرم محمدی از نخبگان شهرستان قصرشیرین نوشته شده است

    منبع:http://www.fashnews.ir/archive/articles/15815-2012-09-02-05-14-32.html

  22. شهيد عباس دوران

    چهره درخشان هشت سال دفاع مقدس

    روزهاي هفته اول شهريور ماه سال 1391 تهران پايتخت جمهوري اسلامي ايران ميزبان شانزدهمين اجلاس سران جنبش غيرمتعهدها و دبيركل سازمان ملل متحد وساير سازمانهاي بين المللي ومنطقه اي بود.قبل ؛حين وبعد از برگزاري اين اجلاس مقالات متعددي در روزنامه ها وسايت ها منتشر گرديد وسخنراني ها ومصاحبه هاي قابل توجهي پيرامون آن ايراد شد واز اين به بعد هم اين موارد تداوم خواهد يافت.البته اهميت اجلاس شانزدهم چنان بود كه پرداختن به زواياي مختلف آن؛ بيش از اينها را هم مي طلبد.بديهي است بيشتر كساني كه حول وحوش جنبش غيرمتعهدها واجلاس سران درتهران قلم زدند وسخن برزبان جاري كردند نگاهشان به امروز وآينده است.اين هم امري منطقي است.اما دراين نوشتار مختصر مي خواهم به گذشته برگردم.فراموش نكنيم كه گذشته پلي بوده است براي رسيدن به امروز وامروز هم مي تواند نگاه ما را به افق هاي آينده رهنمون سازد.
    دهه شصت دهه آزمايش بزرگ ملت ايران بود.درآن سالها فرزندان رزمنده وبرومند ملت رشيد ايران درطول 1200 كيلومتر در نبردي نابرابر دربرابر مستبدي متجاوز بنام صدام حسين شركت داشتند.در عرصه نظامي همه چيز براي صدام وارتش تحت فرمانش فراهم بود.دلارهاي شيوخ حاكم بركشورهاي عربي؛كمك هاي اطلاعاتي آواكس هاي آمريكايي؛ ميراژها وسوپراتاندارهاي فرانسوي؛ميگ ها وتانك هاي پيشرفته روسي؛بمب هاي شيميايي آلماني و…….او را مصمم كرده بودتا نظام جمهوري اسلامي ايران را از پا درآورده ونه تنها بعنوان رهبر امت عرب بلكه ژاندارم وآقاي منطقه حساس خليج فارس خودنمايي كند.درهمان حالي كه جمهوري اسلامي ايران براي تهيه سيم خاردار و ورود آن به كشور درمضيقه وتحت تحريم شديد قرار داشت؛ سيل ارسال موشك ها وسيستم هاي ضد هوايي به بغداد چنان بود كه آسمان بغداد را بعنوان دژي مستحكم وغير قابل نفوذ مبدل كرده بود.

    درچنان اوضاع واحوالي موضوع برگزاري اجلاس هفتم سران جنبش عدم تعهددربغداد مطرح ومورد تصويب قرار گرفت.تلاش هاي ديپلماتيك جمهوري اسلامي ايران براي جلوگيري از برگزاري اين اجلاس دربغداد تقريبا ره به جايي نبرده بود زيرا درپاسخ ادعاهاي ايران مبني بر ناامن بودن بغداد؛ مقامات عراق عنوان مي كردند كه هيچ پرنده اي جرات پرواز بر فراز بغداد را نخواهد داشت.شبكه هاي خبري جهاني نيز با ارائه آمارها وارقام انواع واقسام موشك ها وسيستم هاي راداري خريداري شده توسط حكومت بعثي حاكم برعراق؛توانمندي بعثيون براي تامين امنيت اجلاس سران را تائيد مي كردند.

    دراينجا بود كه سكانداران سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نيازمند همراهي وكمكي شايان توجه در ميدان جنگ بودند تا درعرصه عمل نشان داده شود كه بغداد نا امن است.بچه هاي جبهه وجنگ كه جان رابركف گرفته بودند؛ براي هرنوع فداكاري واز خود گذشتگي آماده بودند.اما برهم زدن اين سناريو كه درصورت اجرايي شدن

    جايگاه عراق وحكومت صدام حسين را درجهان ارتقاء مي داد؛ كاري زميني نبود وبايد بر فراز آسمانها نقشه هاي شيطاني مخالفان ملت ايران نقش برآب مي گرديد. رزمندگان عزيز ميدانهاي جهاد وشهادت وايثاروفداكاري ؛مانندساكنان سرافراز اين سرزمين پهناور با نگراني خاصي اخبار مربوط به مسايل سياسي و در راس آنها خبرهاي برگزاري اجلاس هفتم سران جنبش غيرمتعهدها دربغداد را پيگيري مي كردند.طبيعتا هر خبري كه حاكي از احتمال تحقق خواسته صدام حسين وحاميان جهانيش داشت ؛موجب تكدر خاطر ونگراني رزمندگان اسلام مي شد.
    تقويم تاريخ آخرين روزهاي تير ماه سال 1361 را نشان مي داد.از قضا ماه مبارك رمضان با تيرماه مقارن گشته بود.سي ام تيرماه آسمان عراق وازجمله بغداد پايتخت اين كشور زير غرش رعد آساي عقابان تيز پرواز نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته بود؛ساعاتي از آغاز اين روز سپري نگشته بود كه خبري بسيار مهم به سراسر جهان مخابره گرديد.براساس اين خبر خلبانان فداكار ايراني علاوه بر پايگاههاي نظامي واقتصادي ؛هتل محل برگزاري اجلاس سران جنبش غيرمتعهدها را هدف حملات خود قرار داده بودند.اشك هاي شوق بر ديدگان پاسداران وارتشيان وبسيجيان ونيروهاي عشايري مستقر در جبهه هاي جنگ جاري گرديد؛فرياد الله اكبر سراسر نوار مرزي را در برگرفت ومردم ايران براي شكست نقشه شيطاني تقويت سياسي صدام حسين؛ پيشاني را به نشانه سپاس بر درگاه خداي بزرگ فرود آوردند.
    اين پيروزي عظيم سياسي ونظامي موجي از شادي را درميان ملت ايران ودوستانش در سراسر عالم پديد آورد وبه همان اندازه اندوهي سهمگين را بر دلهاي سياه مخالفان عزت وسربلندي جمهوري اسلامي نهاد.خبرهاي منتشره حكايت از آن داشت كه دلاور مردي بنام خلبان عباس دوران جت جنگنده خود را به هتل پيش بيني شده براي اجلاس سران غيرمتعهدها كوبيده وخود به شهادت رسيده است.عباس دوران راست قامت هميشگي دوران شد اما داغي بزرگ بر دلهاي ملتي قدرشناس نهاد.اين روزها كه جمهوري اسلامي ايران به بهترين نحو ممكن ميزبان اجلاشانزدهم جنبش غيرمتعهدها بود وآنرا رهبري ومديريت نمود؛ جا دارد تا ياد وخاطره قهرماني كه با نثار جان شيرين خويش براي ملتش افتخار كسب كرد ودشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي وملت ايران را در رسيدن به اهداف شومشان ناكام گذاشت گرامي بداريم وبه روح مطهرش درود وسلام هاي خالصانه اهداء نمائيم.بي شك زمان زندگي ما هم روزگاري به پايان خواهد رسيد اما راه ونام نيك وخاطره رشادتهاي دلاوراني همچون عباس دوران براي هميشه بر تارك تاريخ اين سرزمين خواهد درخشيد.

    نوشته كرم محمدي از نخبگان شهرستان قصرشیرین

    منبع:http://www.fashnews.ir/archive/articles/15815-2012-09-02-05-14-32.html

  23. من فرشید سلیمانی هستم اهل قصرشیرین من نیز ماننددیگر همشهریانم موقع بازگشت شهید دوران به خاک وطن به استقبال این شهید وسایر شهیدان رفتم چه روزبزرگی بود تابوت شهید دوران جلوتر بقیه شهدا خودنمایی می کرد ومردم مرزدار قصرشیرین چه استقبال گرمی ازاین شهید کردند

  24. با سلام و صلوات به ارواح پاك 49.000 شهيد ارتش جمهوري اسلامي ايران ؛ به ويژه اسطوره ملي شجاعت ، ايثار و شهادت ققنوس تاريخ كهن ايران زمين ، عقاب تيز چنگ آسمان ميهن امير سرلشكر خلبان عباس دوران ؛ مرد مردان دوران .
    من با نظر سركار خانم دلير روي همسر محترمه شهيد بزرگوار دوران در خصوص اينكه نسبت به شهيد دوران كم لطفي شده كاملا موافقم و بايد عرض كنم كه هم اكنون نيز اين كم لطفي ها كماكان ادامه دارد.
    خانواده محترم شهيد و دوستان عزيزم در سايت شهيد دوران مطلع هستند كه مدت مديديست كه سعي بر آن دارم تا توسط شهرداري مشهد نام بزرگراهي به نام اين پهلوان و اسطوره ميدانهاي هشت سال دفاع مقدس نامگذاري شود ؛ تا آنهايي كه ايشان را نمي شناسند در پي شناخت اين شهيد بزرگوار باشند و نام و ياد ايشان نيز در پايتخت معنوي ايران يعني مشهد مقدس نيز زنده باشد ؛ اما حيف و صد حيف كه مسئولين شهرداري مشهد يا پاسخ نميدهند و يا جواب منفي ميدهند ! خيلي جالب است اصلا انگار نه انگار كه در اين مملكت اسلامي زندگي ميكنند ؛ اصلا شهيدي به نام امير سرلشكر خلبان عباس دوران را نمي شناسند و از من طلب نامه اي از بنياد محترم شهيد كردند كه آيا كوچه اي يا پس كوچه اي را به نام اين شهيد بگذارند يا خير !؟
    آيا واقعا حق اين قهرمان ملي دفاع مقدس همين است ؟ و ارزشش اينقدر كم ؟؟
    واقعا جاي بسي تاسف دارد كه خيلي ها كه از تصدق سر اين شهدا به جايي رسيده اند آنها را به ورطه فراموشي سپرده اند .
    در اين ايام خجسته دهه كرامت از صميم قلب از يگانه پروردگار بي همتا و خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام به ويژه حضرت بقيه الله الاعظم (عج) ميخواهم كه غافلين را آگاه و منورالقلب كند و انشاالله بتوانم آن چنان ايستادگي كنم تا اين امر محقق گردد.
    در جوار مضجع مطهر و نوراني حضرت علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحيه و الثناء نايب الزياره همه دوستان و بزرگواران به ويژه خانواده معظم شهيد دوران هستم . التماس دعا.

  25. سرلشکر عباس دوران باعث غرور و افتخار من تا ابد خواهد.

  26. سلام به روح بلند شهید والا مقام و شجاع و اسوه مردانگی و شجاعت شهید عباس دوران

  27. امشب شب عاشوراست ياد اين شهيد افتادم كه در مكتب عاشورا به سرورش آقا اباعبدالله چه خوب درس پس داد درسي كه دربين ما كمتر كسي نمره قبولي كسب ميكنند عباسهاي دوران وبابايي دراين شب سرنوشت كه آقا بيعت از ياران خود برداشت شما رسم عاشقي را خوب به جاي آورديد شهادت گوارايتان خوشا به سعادتتان

  28. روحش شاد
    افتخار ميكنم به قهرمانان وطنم

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

best wordpress themes - wordpress themes 2012 - wordpress travel themes