صدام در مصاحبه با روزنامه «الدوره» عراق گفته بود؛ این جنگ به خاطر فتح و تصرف چند صد کیلومتر اراضى خاک ایران نیست و همهچیز محدود به اهداف نظامى نمىشود، بلکه این جنگ به خاطر سرنگونى رژیم جمهورى اسلامى ایران است.
ماجراى تصمیم عراق براى برگزارى کنفرانس غیرمتعهدها
هنگام عملیات رمضان در همان اوایل جنگ تحمیلى صدام در مصاحبه با روزنامه «الدوره» عراق گفته بود؛ این جنگ به خاطر فتح و تصرف چند صد کیلومتر اراضى خاک ایران نیست و همهچیز محدود به اهداف نظامى نمىشود، بلکه این جنگ به خاطر سرنگونى رژیم جمهورى اسلامى ایران است. در این شرایط به طور مسلّم یکى از ابزارهاى موجود، استفاده از فشارهاى سیاسى و افزایش تحرکات سیاسى با هدف جلب حمایت کشورها براى کمک نظامى و سیاسى و تضعیف دشمن بود. به عبارت دیگر برخوردارى هر یک از کشورهاى ایران و عراق از یک نظام سیاسى برتر در منطقه مقدمات پیروزى را فراهم مىکرد.
قبل از فتح خرمشهر عراق در چنین جایگاهى قرار داشت و یک سر و گردن از ما بالاتر بود و مىتوانست با فشارهاى سیاسى، خود را به ما تحمیل کند. ولى با فتح خرمشهر قضیه برعکس شد و نظام بینالملل شاهد شکست نظامى – سیاسى عراق در این منطقه استراتژیک شد و این در حالى بود که عراق برگ برنده خود را براى اعمال نظرات نامشروع در منطقه از دست داد.
در این شرایط که خرمشهر آزاد شده بود؛ کشورهاى عرب منطقه که روى صدام و ارتش آن تکیه داشتند دچار وحشت شدند. در این شرایط سیاسى، آمریکا و برخى کشورهاى عرب توصیه کردند که در این فضا و شرایط حاکم، هرچه سریعتر باید آتشبس برقرار شود.
در تشریح علل تصمیم برگزارى کنفرانس غیرمتعهدها در بغداد مىتوان گفت رژیم صدام که در این شرایط از لحاظ سیاسى بسیار ضعیف شده بود، بهترین راه خروج از این بحران را برگزارى اجلاس سران کشورهاى غیرمتعهد در بغداد دانست، زیرا از این طریق موفق مىشد با صدور بیانیه و حربههاى دیگر همه چیز را به نفع خود و به ضرر نظام جمهورى اسلامى ایران به پایان برساند.
از سوى دیگر عراق بارها اعلام کرده بود که بغداد کاملاً امن و امان است و حتى پرندهاى جرأت ندارد در آسمان بغداد پرواز کند، در این زمان بود که ایجاد ناامنى در استان بغداد در دستور کار نظامى – سیاسى جمهورى اسلامى قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تأسیسات پالایشگاهى «الدوره» در جنوب شرقى شهر بغداد از برگزارى نشست سران غیرمتعهدها جلوگیرى شود.
عباس دوران که بود؟
عباس دوران در سال ۱۳۲۹ در شهر شیراز دیده به جهان گشود. وى پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۵۱ وارد دانشکده خلبانى نیروى هوایى ارتش شد و پس از طى نمودن دوره مقدماتى در ایران براى ادامه تحصیل و دوره تکمیلى به آمریکا اعزام گردید وى پس از اخذ نشان و گواهینامه خلبانى به ایران بازگشت. هنگامى که جنگ تحمیلى در تاریخ ۱۳۵۹٫۶٫۳۱ آغاز شد وى در پست افسر خلبان شکارى و معاونت عملیاتى فرماندهى پایگاه سوم شکارى (شهید نوژه) انجام وظیفه مىکرد. او در طول جنگ بیش از یکصد و بیست پرواز جنگى داشت.
وى بارها مىگفت اگر هواپیما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مىآیم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.
دوران در تاریخ ۱۳۵۹٫۹٫۷ در یک عملیات متحورانه دو ناوچه نیروى دریایى عراق را در حوالى اسکله «الامیه» و «البکر» سرنگون کرد، چنانچه مىگفتند و به اثبات هم رسید نیروى دریایى عراق را سرهنگ خلبان عباس دوران و سرهنگ خلبان خلعتبرى به نابودى کشاندند.
زمانى که اسراییل به لبنان حمله کرد وى اولین خلبانى بود که آمادگى خود را جهت نبرد با صهیونیستها اعلام کرد.
در سال ۱۳۶۱ جنگ تحمیلى هر روز شعلهورتر مىشد و صدام رئیس دولت بعث عراق براى مانور سیاسى از برپایى کنفرانس غیرمتعهدها سخن مىگفت و از مدتها قبل به کمک آمریکا بغداد را به زعم خود به دژ نفوذناپذیرى تبدیل کرده و تبلیغات بسیار وسیعى به راه انداخته بود تا حدى که براى سران غیرمتعهد بنزهاى سفارشىاش را روى اتوبانهاى نوساز بغداد راه انداخت، خیلى خرج کرده بود. از یک طرف هم مدام، تبلیغ مىکردند که ایران نمىتواند بغداد را ناامن کند. در این شرایط بود که سرهنگ خلبان عباس دوران براى جلوگیرى از تشکیل کنفرانس سران غیرمتعهدها در تاریخ ۱۳۶۱٫۴٫۲۰ مأموریت یافت تا پایتخت عراق را ناامن نماید.
روز ۳۱ تیرماه ۱۳۶۱ سه هواپیما که هر کدام دو سرنشین داشت مأموریت یافتند روى بغداد عملیاتى انجام دهند. هدف آنها بمباران پالایشگاه بغداد، نیروگاه اتمى بغداد و پایگاه الرشید یا ساختمان اجلاس در بغداد بود.
هواپیماى شماره یک: عباس دوران – منصور کاظمیان
هواپیماى شماره دو: اسکندرى – باقرى
هواپیماى شماره سه: توانگریان – خسروشاهى
ماجراى این مأموریت که خلبان عباس دوران در آن به شهادت رسید از زبان همکار و همراهش منصور کاظمیان خواندنى است:
قبل از اینکه این عملیات را به ما اعلام کنند عباس دوران به «امیدیه» رفته بود و قرار بود در صورتى که در عملیات رمضان نیاز شد، پرواز کند، زیرا نیروى زمینى ارتش در این عملیات نیاز به حمایتهاى هوانیروز داشت. در نتیجه دو روز قبل از شروع عملیات عباس دوران به ما ملحق شد و به ما توضیح دادند که به علت حساسیت ویژه، این عملیات با سه هواپیما انجام خواهد شد. هواپیماى شماره ۱ من بودم و عباس دوران. هواپیماى شماره ۲ محمود اسکندرى بود و ناصر باقرى و هواپیماى شماره ۳ توانگریان و خسروشاهى که البته قرار شده بود هواپیماى شماره ۱ و ۲ به عمق خاک عراق و شهر بغداد بروند و علاوه بر بمباران پالایشگاه «الدوره» دیوار صوتى این شهر را نیز بشکنند و هواپیماى شماره ۳ نزدیک مرز به عنوان پشتیبان و نیروى جایگزین مستقر شود تا در صورت بروز هرگونه مشکلى براى این دو هواپیما، عملیات را ادامه دهد.
ما به سمت بغداد پرواز کردیم. تقریباً ۱۵ کیلومترى بغداد بودیم که با دیوار آتش و پدافند دشمن روبهرو شدیم و در همین فاصله چند گلوله به هواپیماى ما برخورد کرد.
وقتى این گلولهها به هواپیماى ما اصابت کرد عباس به من گفت که چراغ موتور سمت راست روشن شده و ظاهراً موتور از کار افتاده است. به عباس گفتم چارهاى نیست و باید به عملیات ادامه دهیم. زیرا در آن شرایط اگر باز مىگشتیم دوباره در دیوار آتش دشمن قرار مىگرفتیم: بنابراین به سمت جنوب شرقى شهر بغداد که پالایشگاه «الدوره» در آنجا بود ادامه مسیر دادیم و با این که پدافند دشمن بسیار قوى بود تمام بمبها را روى این پالایشگاه تخلیه کردیم.
بعد از تخلیه بمبها به مسیرى ادامه دادیم که دقیقاً به سمت همان هتلى ختم مىشد که قرار بود کنفرانس غیرمتعهدها در آنجا برگزار شود.
زمانى که ما بمبها را روى پالایشگاه الدوره مىریختیم آتش بىامان و شدید دشمن قطع نمىشد. در همان موقع بود که هواپیما مورد اصابت چند گلوله دیگر قرار گرفت و قسمت عقب آن به طور کلى از بین رفت.
وقتى به پشت سرم نگاه کردم پالایشگاه را دیدم که در آتش مىسوخت. در آن لحظه بود که دیدم قسمت دم هواپیما تا وسط کابین از بین رفته و در آتش مىسوزد. دیگر حتى فرصت نشد که به عباس این قضیه را بگویم و نمىدانم چطور شد که صندلى من به بیرون پرت شد.
درست نمىدانم اما قبل از اینکه بخواهم به عباس بگویم که قسمت عقب هواپیما از بین رفته صندلى به بیرون پرت شده بود نمىدانم آیا عباس بود که این کار را کرده بود (چون چند لحظه قبل از آن به شدت اصرار داشت که من هواپیما را ترک کنم) یا آتشى که در قسمت وسط کابین بود باعث این قضیه شده بود. در هر صورت چشمانم سیاهى رفت و دیگر هیچ چیز ندیدم. وقتى به هوش آمدم در وزارت دفاع عراق اسیر شده بودم. بعد از دو ماه یک سرباز عراقى که نگهبان وزارت دفاع عراق بود به من گفت؛ هواپیماى شما را دیدم که آتش گرفته بود، یک چتر باز شد و بعد از چند ثانیه هواپیما به هتل محل برگزارى کنفرانس غیرمتعهدها برخورد کرد. تازه فهمیدم عباس صندلى خودش را به بیرون پرت نکرده و پس از برخورد هواپیما با ساختمان هتل به شهادت رسیده است.
وقتى خبر شهادت عباس دوران را شنیدم به یاد صحبتهاى شب قبل از عملیات افتادم که به من گفت: «منصور جان اگر یک وقت هواپیما دچار مشکلى شد تو خودت را به بیرون پرت کن و منتظر من نمان، چون من باید در هواپیما بمانم و مأموریتم را به اتمام برسانم.»
کاظمیان درباره عملیاتهاى مهمى که با عباس دوران انجام داده است مىگوید: من از سال ۱۳۶۰ که عباس دوران به همدان منتقل شده بود با او آشنا شدم و در عملیاتهاى زیادى با عباس شرکت کردهام که مهمترین آنها عملیات فتحالمبین، عملیات بوشهر براى بمبباران اسکلههاى «البکر و الامیه» نزدیک بندر بصره و همچنین آخرین عملیات با هدف ناامن کردن شهر بغداد و به هم زدن کنفرانس غیرمتعهدها بود.
وى افزود: عباس دوران بین همه معروف بود. ترس را هیچگاه در وجود او ندیدم. سختترین مأموریتها را قبول مىکرد. و به تنها چیزى که فکر مىکرد هدف بود. حتى یادم هست در عملیات بمبباران اسکله «البکر» و «الامیه» در نزدیکى بندر بصره بنا به دلایلى قرار شد که عملیات به صورت نیمه کاره متوقف شود ولى عباس دوران قبول نکرد و عملیات را به آخر رساند. او هیچگاه در کابین صحبت نمىکرد و همیشه مىگفت اگر از مسیر منحرف شدم و یا حالت نامتعادلى را مشاهده کردید آن وقت علاوه بر اینکه به من اعلام مىکنید مواظب اطراف باشید.
منصور کاظمیان همزمان با شهادت عباس دوران به اسارت درآمد و پس از هشت سال و دو ماه در تاریخ بیست و چهارم شهریور ۱۳۶۹ آزاد شد و به میهن اسلامى بازگشت.
ناامن نشان دادن بغداد تنها راه جلوگیرى از برگزارى اجلاس سران غیرمتعهدها
سرهنگ ناصر باقرى دیگر همرزم عباس دوران است که طى گفتوگویى به تشریح عملیات پرداخت. عملیاتى که به گفته او تاکنون مهجور مانده است.
ناصر باقرى مىگوید: این عملیات از لحاظ سیاسى براى جمهورى اسلامى ایران بسیار مهم بود، (هر چند که تا کنون این عملیات به این وسعت و اهمیت مهجور مانده است) اگر کنفرانس سران کشورهاى غیرمتعهد در بغداد برگزار مىشد صدام به مدت ۸ سال ریاست آن را به عهده مىگرفت. جمهورى اسلامى ایران اعتراض شدید خود را با تحریم کنفرانس نشان داده بود. ولیکن این امر کافى نبود و نبایستى این کنفرانس در بغداد برگزار مىشد و ریاست آن به مدت ۸ سال در دست صدام قرار مىگرفت.
وى افزود: ایران از لحاظ سیاسى نتوانست مانع این امر شود و در نهایت متوسل به حربه نظامى شد، تنها راهى که مىشد از برگزارى کنفرانس جلوگیرى کرد ناامن نشان دادن شهر بغداد بود که صدام به امنیت آن خیلى افتخار مىکرد، از سوى دیگر در آن زمان در سال ۱۳۶۱ ایران موشک دوربرد نداشت که بغداد را مورد هدف قرار دهد براى همین قرار شد این حرکت توسط هواپیماها و بمبباران پالایشگاه عراق صورت بگیرد. لازم به ذکر است که این عملیات در ردیف عملیات حمله به H-3 است.
باقرى پیرامون نحوه انجام عملیات گفت:
پیش از انجام عملیات به ما اعلام کرده بودند که درصد خطر این عملیات بالاى ۸۵ درصد است، شش خلبان این سه هواپیماى (F-4) نیز توسط ستاد کل انتخاب شده بودند، من با مرحوم اسکندرى، شهید دوران با منصور کاظمیان و توانگریان و خسروشاهى خلبانان سه هواپیماى مذکور بودیم، در این بین من و اسکندرى هر کدام شش بار بر فراز بغداد پرواز داشتیم ولى شهید دوران اولین پرواز بود که بر فراز بغداد انجام مىداد علىرغم اینکه تنها کسى که تا آن زمان داراى بیشترین پرواز عملیاتى بود. شهیدان دوران بود.
در این عملیات نیت، زدن شهر بغداد و مناطق مسکونى نبود بلکه قرار بود با حمله به پالایشگاه «الدوره» بغداد و زدن نقاط حساس آن و شکستن دیوار صوتى بغداد، فقط یک جو روانى و ترس ایجاد نماییم. از سوى دیگر پدافند دشمن هم خیلى قوى بود. از بدو ورود ما به خاک عراق با یک دیواره آتش روبرو شدیم که پدافند سبک آنها ایجاد کرده بود، نزدیکى صبح بود که پدافند هوایى بغداد نیز ما را ردگیرى کرد و ما در بین دو پدافند زمینى و هوایى قرار گرفتیم، به هر حال عملیات را ادامه دادیم و پالایشگاه را زدیم، در موقع رفتن، دوران که لیدر ما بود جلوى ما حرکت مىکرد ولیکن پس از عملیات و موقع برگشت از سمت دیگر شهر بغداد هواپیماى من و اسکندرى جلو بود و دوران و کاظمیان پشت سر ما بودند.
پدافند سبک عراق هواپیماى ما را که شماره دو بودیم زدند و تنها یک گلوله در کابین خلبان منفجر شد ولى در عین حال هواپیما به حرکت خود ادامه داد و فقط سرنشینان آن که من و اسکندرى بودیم زخمى شدیم.
در همین حین از هواپیماى شماره یک که دوران و کاظمیان در آن بودند اطلاع دادند که هواپیما را زدند.
اسکندرى به آنها گفت عیب ندارد ما را هم زدهاند پشت سر ما بیایید.
دوران در جواب گفت: موتور شماره دو آتش گرفته و ما نمىتوانیم بیاییم.
اسکندرى مجدداً گفت: اگر مىتوانید بیایید، وگرنه بپرید بیرون.
که بعد از این گفتوگو دیگر جوابى از آن طرف نیامد و ما بالاخره با وجود آتش سنگین پدافند دشمن برگشتیم و در همدان به زمین نشستیم. بعدها متوجه شدیم که در آن لحظه کاظمیان توسط دوران (Eject) شده و شهید دوران هم هواپیماى نیمه سوخته را به ساختمان هتل محل برگزارى کنفرانس کوبیده است.
صبح ۳۱ تیرماه ۱۳۶۱ خلبان شهید عباس دوران که در تعداد پرواز جنگى در نیروى هوایى رکورد داشت و عراق براى سرش جایزه تعیین کرده بود، پس از بمباران پالایشگاه بغداد هواپیما را که آتش گرفته بود به هتل محل برگزارى اجلاس سران غیرمتعهدها مىکوبد و بدین ترتیب با شهادت خود کارى کرد که اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نشد. پیکر پاک شهید عباس دوران به همراه ۵۷۰ شهید دیگر دوم مردادماه ۱۳۸۱ به خاک پاک میهن بازگشت. شجاعت و نترس بودن عباس دوران باعث شده تا دوستانش به شوخى به او بگویند: عباس همیشه جوراب شانس مىپوشید و بعد به عملیات مىرود…
درد دل خود شهید:
هشتم تیر ۱۳۶۰: دلم نمىخواهد از سختىها با همسرم حرفى بزنم. دلم مىخواهد وقتى خانه مىروم جز شادى و خنده چیزى با خود نبرم؛ نه کسل باشم، نه بىحوصله و نه خوابآلود تا دل همسرم هم شاد شود… اما چه کنم؟ نسبت به همهچیز حساسیت پیدا کردهام. معدهام درد مىکند… دکتر مىگوید فقط ضعف اعصاب است… چطور مىتوانم عصبانى نشوم؟ آن روز وقتى بلوار نزدیک پایگاه هوایى شیراز را به نام من کردند، غرور و شادى را در چشمهاى همسرم دیدم. خانوادهام نیز خوشحال بودند. حواله زمین را که دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم که این همه محبت دارند و خوبند پشت تریبون رفتم؛ ولى همین که پایم به خانه رسید، دیگر طاقت نیاوردم. حواله را پاره کردم و ریختم زمین. یعنى فکر مىکنند ما پرواز مىکنیم و مىجنگیم تا شجاعتهاى ما را ببینند و به ما حواله خانه و زمین بدهند؟…
باید با زبان خوش قانعش کنم که انتقال به تهران، یعنى مرگ من. چون پشت میزنشینى و دستور دادن براى من مثل مردن است…
همسر دوران: در حق عباس کملطفى شده است
نرگس خاتون دلى روىفر همسر شهید خلبان عباس دوران در گفت و گویى اظهار داشت: عباس دوران در طى دو سال اول جنگ بیش از ۱۲۰ پرواز و عملیات برون مرزى داشته است که کارشناسان مسایل پروازى اذعان داشتهاند این چنین آمارى حتى در جنگ هفت ساله ویتنام هم وجود نداشته است.
وى با اشاره به آخرین دیدار عباس دوران با خانواده خود گفت: آخرین مرتبهاى که قرار شد عباس به عملیات بمباران پالایشگاه «الدوره» برود، «امیررضا» هشت ماه و نیم بیشتر نداشت و صحبتهاى ما مثل همه موارد مشابهى بود که عباس به عملیات مىرفت. اما بعدها متوجه شدیم فقط به یکى از دوستانش گفته بود که احتمالاً این آخرین پرواز من است و مىخواهم در صورتى که برنگشتم تو اولین کسى باشى که خبر شهادتم را به خانوادهام مىدهى.
در زمان جنگ عباس دوران در پایگاه بوشهر بود که از او دعوت کردند تا به تهران برود ولى او قبول نکرد و به همدان رفت زیرا از پشت میز نشستن خوشش نمىآمد و دوست داشت همیشه در تکاپو و پرواز باشد.
همسر عباس دوران با اشاره به خصوصیات اخلاقى شهید مىگوید: عباس دوران همیشه ساکت و محجوب بود و در میان هشت فرزند خانوادهاش و حتى اقوام از محبوبترین افراد بود.
وى همچنین با گلهمندى اظهار داشت: در حق عباس دوران بسیار کملطفى شده است. طى این سالها کسى چندان به موضوع شهادت او نپرداخته است و شما کمتر جایى یا برنامه و حتى نشریهاى مىبینید که در آن سخنى از عباس به میان آمده باشد. حتى آخرین عملیات او که به گفته بسیارى از صاحبنظران از لحاظ سیاسى، بینالمللى و نظامى در درجه بسیار بالایى از اهمیت قرار داشت، هنوز هم ناشناخته مانده است.
در پایان جا دارد یادى کنیم از خلبانان شهید نیروى هوایى … شهید عباس دوران که سرآمد دوران بود، شهید خلعتبرى، شهید اردستانى، شهید مرتضایى و… که این نوشته عرض ارادتى بود به ساحت مقدس شهید عباس دوران… یاد او و تمامى خلبانان شهید نیروى هوایى گرامى باد.

عباس دوران در سال 1329 در شهر شيراز ديده به جهان گشود. وى پس از اخذ ديپلم در سال 1351 وارد دانشكده خلبانى نيروى هوايى ارتش شد و پس از طى نمودن دوره مقدماتى در ايران براى ادامه تحصيل و دوره تكميلى به آمريكا اعزام گرديد وى پس از اخذ نشان و گواهينامه خلبانى به ايران بازگشت. هنگامى كه جنگ تحميلى در تاريخ 1359.6.31 آغاز شد وى در پست افسر خلبان شكارى و معاونت عملياتى فرماندهى پايگاه سوم شكارى (شهيد نوژه) انجام وظيفه میكرد. او در طول جنگ بيش از يكصد و بيست پرواز جنگى داشت.
وى بارها مىگفت اگر هواپيما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مى آيم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد. 

روحش شاد و سر افراز باد
اینان شهدای واقعی هستند و تا ابد یاد و خاطره شان در ذهن ایران و ایرانی خواهند ماند. کسانی بودند که برای وطنشان فداکاری کردند. اجازه ندهید شهدا بازیچه سیاست شوند و در کش و قوس های سیاسیون لجن مال شوند
با سلام واحترام به روح بلند شهید عباس دوران وهمه شهدای جنگ
از همون هفت هشت سالگی که شجاعت شهید دوران رو تو اون عملیات هوایی شنیدم از این که یک ایرانی و هم وطن چنین دلیرانی هستم احساس غرور می کردم وهمیشه از ته دل شهید دوران رو می پرستیدم.
حالا هم که این افتخار رو دارم که هر روز از کنار عکس این دلیر مرد بزرگ در اتوبان بسیج میگذرم هر روز رشادت این اسطوره های افتخار ایرانی رو با تمام وجودم تحسین می کنم.
درود بر عباس دوران و همه از جان گذشتگان بخاطرنام ایران.
شهیدان خدایی
کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق پرندهتر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده کجایید ای نوای بینوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورتهای عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق که اصل اصل اصل هر ضیایی
abbase dowran 1 ostoreast va mardi ke faramosh nmishee
لطفا آدرس مزار شهید امیر خلبان سرلشکر عباس دوران را برام بفرستید تا کمترین کاری که از دستم برمیاد را انجام بدم.
و در آخر از تمامی ایرانی ها خواهش می کنم تا اوجایی که دستشون میاد و می توانند یاد و خاطره ایشان را زنده نگهدارند تا سرمشق راه دیگران شود.
متشکر.
چو ایران نباشد تن من مباد.
.
پاینده باد ایران.
سلام
قطعه شهدای دارالرحمه شیراز
باسلام
متاسفانه پس ازسقوط هواپیمای ایشان در پالایشگاه الدوره بغداد پیکر این بزرگوارنیزبه همراه لاشه هواپیما در پالایشگاه الدوره بغداد سوخته وبقایایی ازجسد ایشان به دست نیامد.و مزار ایشان در دارالرحمه شیراز در حقیقت به صورت یادبود میباشد.
با سلام و آرزوی موفقیت برای همه رزمندگان وخانواده محترم شهدا از اینکه میتوانم خاطرات و یاد شهید دلاور عباس دوران را در اینترنت ملاحظه نمایم ودر منظر تمامی جوانان و ملت بزرگ ایران ومسلمانان جهان قرار میگیرد کمال تشکر وسپاسگذاری دارم
سلام خیلی خوش حالم که افرادی هستن که فرزندان ایران رو فراموش نکردند و از دلاوری هاشون میگن.من ازاین خلبان از جان گذشته در راه وطن می خوام که وساطت مارو پیش خدای آسمانها بکنه که مرگ ماهم در راه ایران باشه. به امید سربلندی ایران!
خوشحالم که چنین سایتی به وجود آمده.
سربلند و پیروز باشید
خیلی خوشحالم از به وجود امدون این سایت نسل امروز باید افرادی مانند عباس دوران رو خوب بشناسند تا بتوانند جا پای این بزرگواران بگذارند وامید وارم خدا عاقبت همون رو به مانند دوران ها به خیر کنه درود خدا بر شهید عباس دوران
درود به روح پاک و بلند شهید بزرگوار عباس دوران
ممنون از زحمات دست اندرکار سایت شهید عباس دوران.
بیاد ان شب که عباس دوران ما به علقمه زد
امشب شب شهادت اباالفضل کربلای ایران شهید سرلشکر خلبان عباس دوران است یادش گرامی راهش پر رهرو
عشق است بر آسمان پریدن
صد پرده به هر نفس دریدن
اول نفس از نفس گسستن
اول قدم از قدم بریدن
نادیده گرفتن این جهان را
مر دیده خویش را بدیدن
گفتم که دلا مبارکت باد
در حلقه عاشقان رسیدن
ز آن سوی نظر نظاره کردن
در کوچه سینهها دویدن
ای دل ز کجا رسید این دم
ای دل ز کجاست این طپیدن
ای مرغ بگو زبان مرغان
من دانم رمز تو شنیدن
دل گفت به کار خانه بودم
تا خانه آب و گل پریدن
از خانه صنع می پریدم
تا خانه صنع آفریدن
چون پای نماند می کشیدند
چون گویم صورت کشیدم
دیوان شمس
تقدیم به تو دنیا را نادیده گرفتی وبه دیدار خدایت شتافتی وچون سیمرغ همه راجاگذاشتی به خاطر کشورت ایران
سلام
قطعه شهدای دارالرحمه شیراز
(همان ابتدای ورودی همانند گلی زیبا در گلزار شهدا کاملا مشخص و معلوم است)
سلام
امروز ۳۰ تیر ۹۱ است و من جوانی ایرانی …
عباس دوران عزیز با اینکه سالهاست از پرواز ابدیت میگذرد و من فقط از تو شنیده ام ..اما عباس آقا قلب من بایاد شما و امثال شما می تپد تا پرچمی که شما برافراشتید را برافراشته نگاه دارم.عباس آقا بدان که فراموش کردن شما ناممکن است .
درود برتو ..دلتنگت هستم..یاعلی..التماس دعا
او سال ۸۱ به وطن بازگشت مانند باقی شهدا که آمدند اما دیر آمدند..درود بر او و مزارش
سالروز عروج عقاب تیز پرواز ایران عباس دوران رو به خانواده این بزرگوار تبریک و تسیلت می گویم
با سلام
دیروز ۳۰ تیر ۹۱ مطلبی در خصوص حماسه استوره ای عباس دوران در وبلاگ حقیر خویش به نام مردی برای تمام دوران گذاشتم و خدا می داند که تا ساعتها و ساعتها دلم در هوای این سرباز شریف میهن مشعوف بود.
روحش شاد یادش گرامی
الا ای میهن ای از خون شده رنگ
سخن ها دارمت از این دل تنگ
عذابم می دهد این زخم خاموشی
عذابم می دهد زهر فراموشی
ای میهن … ای میهن
تو را آباد می خواهم
تو را آزاد می خواهم
تو را می خواهمت پر شور
اگر چه جای من باشد
به زیر سنگ سرد گور
با سلام توجه توجه
چند دقیقه پیش به کلیپی در مورد شهید دوران نگاه میکردم، فهمیدم که امروز ۳۰ سال از شهادت این بزرگ مرد میگذره جالبه که ۳۰ ام تیر سال ۶۱ مصادف شده بود با اول ماه مبارک رمضان و روزی که شهید دوران حماسه عجیبی را آفرید !!!
درود خداوند بر پدر ومادر ورحمت به شیری که شهید بزگوار نوشید واقعأ باید بالید به رشادت وجوانمردی واسوه دلیری شجاعت روحت شاد ویادت گرامی
شهید عباس دوران
چهره درخشان هشت سال دفاع مقدس
روزهای هفته اول شهریور ماه سال ۱۳۹۱ تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران میزبان شانزدهمین اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها و دبیرکل سازمان ملل متحد وسایر سازمانهای بین المللی ومنطقه ای بود.قبل ؛حین وبعد از برگزاری این اجلاس مقالات متعددی در روزنامه ها وسایت ها منتشر گردید وسخنرانی ها ومصاحبه های قابل توجهی پیرامون آن ایراد شد واز این به بعد هم این موارد تداوم خواهد یافت.البته اهمیت اجلاس شانزدهم چنان بود که پرداختن به زوایای مختلف آن؛ بیش از اینها را هم می طلبد.بدیهی است بیشتر کسانی که حول وحوش جنبش غیرمتعهدها واجلاس سران درتهران قلم زدند وسخن برزبان جاری کردند نگاهشان به امروز وآینده است.این هم امری منطقی است.اما دراین نوشتار مختصر می خواهم به گذشته برگردم.فراموش نکنیم که گذشته پلی بوده است برای رسیدن به امروز وامروز هم می تواند نگاه ما را به افق های آینده رهنمون سازد.
دهه شصت دهه آزمایش بزرگ ملت ایران بود.درآن سالها فرزندان رزمنده وبرومند ملت رشید ایران درطول ۱۲۰۰ کیلومتر در نبردی نابرابر دربرابر مستبدی متجاوز بنام صدام حسین شرکت داشتند.در عرصه نظامی همه چیز برای صدام وارتش تحت فرمانش فراهم بود.دلارهای شیوخ حاکم برکشورهای عربی؛کمک های اطلاعاتی آواکس های آمریکایی؛ میراژها وسوپراتاندارهای فرانسوی؛میگ ها وتانک های پیشرفته روسی؛بمب های شیمیایی آلمانی و…….او را مصمم کرده بودتا نظام جمهوری اسلامی ایران را از پا درآورده ونه تنها بعنوان رهبر امت عرب بلکه ژاندارم وآقای منطقه حساس خلیج فارس خودنمایی کند.درهمان حالی که جمهوری اسلامی ایران برای تهیه سیم خاردار و ورود آن به کشور درمضیقه وتحت تحریم شدید قرار داشت؛ سیل ارسال موشک ها وسیستم های ضد هوایی به بغداد چنان بود که آسمان بغداد را بعنوان دژی مستحکم وغیر قابل نفوذ مبدل کرده بود.
درچنان اوضاع واحوالی موضوع برگزاری اجلاس هفتم سران جنبش عدم تعهددربغداد مطرح ومورد تصویب قرار گرفت.تلاش های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از برگزاری این اجلاس دربغداد تقریبا ره به جایی نبرده بود زیرا درپاسخ ادعاهای ایران مبنی بر ناامن بودن بغداد؛ مقامات عراق عنوان می کردند که هیچ پرنده ای جرات پرواز بر فراز بغداد را نخواهد داشت.شبکه های خبری جهانی نیز با ارائه آمارها وارقام انواع واقسام موشک ها وسیستم های راداری خریداری شده توسط حکومت بعثی حاکم برعراق؛توانمندی بعثیون برای تامین امنیت اجلاس سران را تائید می کردند.
دراینجا بود که سکانداران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیازمند همراهی وکمکی شایان توجه در میدان جنگ بودند تا درعرصه عمل نشان داده شود که بغداد نا امن است.بچه های جبهه وجنگ که جان رابرکف گرفته بودند؛ برای هرنوع فداکاری واز خود گذشتگی آماده بودند.اما برهم زدن این سناریو که درصورت اجرایی شدن
جایگاه عراق وحکومت صدام حسین را درجهان ارتقاء می داد؛ کاری زمینی نبود وباید بر فراز آسمانها نقشه های شیطانی مخالفان ملت ایران نقش برآب می گردید. رزمندگان عزیز میدانهای جهاد وشهادت وایثاروفداکاری ؛مانندساکنان سرافراز این سرزمین پهناور با نگرانی خاصی اخبار مربوط به مسایل سیاسی و در راس آنها خبرهای برگزاری اجلاس هفتم سران جنبش غیرمتعهدها دربغداد را پیگیری می کردند.طبیعتا هر خبری که حاکی از احتمال تحقق خواسته صدام حسین وحامیان جهانیش داشت ؛موجب تکدر خاطر ونگرانی رزمندگان اسلام می شد.
تقویم تاریخ آخرین روزهای تیر ماه سال ۱۳۶۱ را نشان می داد.از قضا ماه مبارک رمضان با تیرماه مقارن گشته بود.سی ام تیرماه آسمان عراق وازجمله بغداد پایتخت این کشور زیر غرش رعد آسای عقابان تیز پرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته بود؛ساعاتی از آغاز این روز سپری نگشته بود که خبری بسیار مهم به سراسر جهان مخابره گردید.براساس این خبر خلبانان فداکار ایرانی علاوه بر پایگاههای نظامی واقتصادی ؛هتل محل برگزاری اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها را هدف حملات خود قرار داده بودند.اشک های شوق بر دیدگان پاسداران وارتشیان وبسیجیان ونیروهای عشایری مستقر در جبهه های جنگ جاری گردید؛فریاد الله اکبر سراسر نوار مرزی را در برگرفت ومردم ایران برای شکست نقشه شیطانی تقویت سیاسی صدام حسین؛ پیشانی را به نشانه سپاس بر درگاه خدای بزرگ فرود آوردند.
این پیروزی عظیم سیاسی ونظامی موجی از شادی را درمیان ملت ایران ودوستانش در سراسر عالم پدید آورد وبه همان اندازه اندوهی سهمگین را بر دلهای سیاه مخالفان عزت وسربلندی جمهوری اسلامی نهاد.خبرهای منتشره حکایت از آن داشت که دلاور مردی بنام خلبان عباس دوران جت جنگنده خود را به هتل پیش بینی شده برای اجلاس سران غیرمتعهدها کوبیده وخود به شهادت رسیده است.عباس دوران راست قامت همیشگی دوران شد اما داغی بزرگ بر دلهای ملتی قدرشناس نهاد.این روزها که جمهوری اسلامی ایران به بهترین نحو ممکن میزبان اجلاشانزدهم جنبش غیرمتعهدها بود وآنرا رهبری ومدیریت نمود؛ جا دارد تا یاد وخاطره قهرمانی که با نثار جان شیرین خویش برای ملتش افتخار کسب کرد ودشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی وملت ایران را در رسیدن به اهداف شومشان ناکام گذاشت گرامی بداریم وبه روح مطهرش درود وسلام های خالصانه اهداء نمائیم.بی شک زمان زندگی ما هم روزگاری به پایان خواهد رسید اما راه ونام نیک وخاطره رشادتهای دلاورانی همچون عباس دوران برای همیشه بر تارک تاریخ این سرزمین خواهد درخشید.
این مفاله به قلم جناب اقای کرم محمدی از نخبگان شهرستان قصرشیرین نوشته شده است
منبع:http://www.fashnews.ir/archive/articles/15815-2012-09-02-05-14-32.html
شهید عباس دوران
چهره درخشان هشت سال دفاع مقدس
روزهای هفته اول شهریور ماه سال ۱۳۹۱ تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران میزبان شانزدهمین اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها و دبیرکل سازمان ملل متحد وسایر سازمانهای بین المللی ومنطقه ای بود.قبل ؛حین وبعد از برگزاری این اجلاس مقالات متعددی در روزنامه ها وسایت ها منتشر گردید وسخنرانی ها ومصاحبه های قابل توجهی پیرامون آن ایراد شد واز این به بعد هم این موارد تداوم خواهد یافت.البته اهمیت اجلاس شانزدهم چنان بود که پرداختن به زوایای مختلف آن؛ بیش از اینها را هم می طلبد.بدیهی است بیشتر کسانی که حول وحوش جنبش غیرمتعهدها واجلاس سران درتهران قلم زدند وسخن برزبان جاری کردند نگاهشان به امروز وآینده است.این هم امری منطقی است.اما دراین نوشتار مختصر می خواهم به گذشته برگردم.فراموش نکنیم که گذشته پلی بوده است برای رسیدن به امروز وامروز هم می تواند نگاه ما را به افق های آینده رهنمون سازد.
دهه شصت دهه آزمایش بزرگ ملت ایران بود.درآن سالها فرزندان رزمنده وبرومند ملت رشید ایران درطول ۱۲۰۰ کیلومتر در نبردی نابرابر دربرابر مستبدی متجاوز بنام صدام حسین شرکت داشتند.در عرصه نظامی همه چیز برای صدام وارتش تحت فرمانش فراهم بود.دلارهای شیوخ حاکم برکشورهای عربی؛کمک های اطلاعاتی آواکس های آمریکایی؛ میراژها وسوپراتاندارهای فرانسوی؛میگ ها وتانک های پیشرفته روسی؛بمب های شیمیایی آلمانی و…….او را مصمم کرده بودتا نظام جمهوری اسلامی ایران را از پا درآورده ونه تنها بعنوان رهبر امت عرب بلکه ژاندارم وآقای منطقه حساس خلیج فارس خودنمایی کند.درهمان حالی که جمهوری اسلامی ایران برای تهیه سیم خاردار و ورود آن به کشور درمضیقه وتحت تحریم شدید قرار داشت؛ سیل ارسال موشک ها وسیستم های ضد هوایی به بغداد چنان بود که آسمان بغداد را بعنوان دژی مستحکم وغیر قابل نفوذ مبدل کرده بود.
درچنان اوضاع واحوالی موضوع برگزاری اجلاس هفتم سران جنبش عدم تعهددربغداد مطرح ومورد تصویب قرار گرفت.تلاش های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از برگزاری این اجلاس دربغداد تقریبا ره به جایی نبرده بود زیرا درپاسخ ادعاهای ایران مبنی بر ناامن بودن بغداد؛ مقامات عراق عنوان می کردند که هیچ پرنده ای جرات پرواز بر فراز بغداد را نخواهد داشت.شبکه های خبری جهانی نیز با ارائه آمارها وارقام انواع واقسام موشک ها وسیستم های راداری خریداری شده توسط حکومت بعثی حاکم برعراق؛توانمندی بعثیون برای تامین امنیت اجلاس سران را تائید می کردند.
دراینجا بود که سکانداران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیازمند همراهی وکمکی شایان توجه در میدان جنگ بودند تا درعرصه عمل نشان داده شود که بغداد نا امن است.بچه های جبهه وجنگ که جان رابرکف گرفته بودند؛ برای هرنوع فداکاری واز خود گذشتگی آماده بودند.اما برهم زدن این سناریو که درصورت اجرایی شدن
جایگاه عراق وحکومت صدام حسین را درجهان ارتقاء می داد؛ کاری زمینی نبود وباید بر فراز آسمانها نقشه های شیطانی مخالفان ملت ایران نقش برآب می گردید. رزمندگان عزیز میدانهای جهاد وشهادت وایثاروفداکاری ؛مانندساکنان سرافراز این سرزمین پهناور با نگرانی خاصی اخبار مربوط به مسایل سیاسی و در راس آنها خبرهای برگزاری اجلاس هفتم سران جنبش غیرمتعهدها دربغداد را پیگیری می کردند.طبیعتا هر خبری که حاکی از احتمال تحقق خواسته صدام حسین وحامیان جهانیش داشت ؛موجب تکدر خاطر ونگرانی رزمندگان اسلام می شد.
تقویم تاریخ آخرین روزهای تیر ماه سال ۱۳۶۱ را نشان می داد.از قضا ماه مبارک رمضان با تیرماه مقارن گشته بود.سی ام تیرماه آسمان عراق وازجمله بغداد پایتخت این کشور زیر غرش رعد آسای عقابان تیز پرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته بود؛ساعاتی از آغاز این روز سپری نگشته بود که خبری بسیار مهم به سراسر جهان مخابره گردید.براساس این خبر خلبانان فداکار ایرانی علاوه بر پایگاههای نظامی واقتصادی ؛هتل محل برگزاری اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها را هدف حملات خود قرار داده بودند.اشک های شوق بر دیدگان پاسداران وارتشیان وبسیجیان ونیروهای عشایری مستقر در جبهه های جنگ جاری گردید؛فریاد الله اکبر سراسر نوار مرزی را در برگرفت ومردم ایران برای شکست نقشه شیطانی تقویت سیاسی صدام حسین؛ پیشانی را به نشانه سپاس بر درگاه خدای بزرگ فرود آوردند.
این پیروزی عظیم سیاسی ونظامی موجی از شادی را درمیان ملت ایران ودوستانش در سراسر عالم پدید آورد وبه همان اندازه اندوهی سهمگین را بر دلهای سیاه مخالفان عزت وسربلندی جمهوری اسلامی نهاد.خبرهای منتشره حکایت از آن داشت که دلاور مردی بنام خلبان عباس دوران جت جنگنده خود را به هتل پیش بینی شده برای اجلاس سران غیرمتعهدها کوبیده وخود به شهادت رسیده است.عباس دوران راست قامت همیشگی دوران شد اما داغی بزرگ بر دلهای ملتی قدرشناس نهاد.این روزها که جمهوری اسلامی ایران به بهترین نحو ممکن میزبان اجلاشانزدهم جنبش غیرمتعهدها بود وآنرا رهبری ومدیریت نمود؛ جا دارد تا یاد وخاطره قهرمانی که با نثار جان شیرین خویش برای ملتش افتخار کسب کرد ودشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی وملت ایران را در رسیدن به اهداف شومشان ناکام گذاشت گرامی بداریم وبه روح مطهرش درود وسلام های خالصانه اهداء نمائیم.بی شک زمان زندگی ما هم روزگاری به پایان خواهد رسید اما راه ونام نیک وخاطره رشادتهای دلاورانی همچون عباس دوران برای همیشه بر تارک تاریخ این سرزمین خواهد درخشید.
نوشته کرم محمدی از نخبگان شهرستان قصرشیرین
منبع:http://www.fashnews.ir/archive/articles/15815-2012-09-02-05-14-32.html
من فرشید سلیمانی هستم اهل قصرشیرین من نیز ماننددیگر همشهریانم موقع بازگشت شهید دوران به خاک وطن به استقبال این شهید وسایر شهیدان رفتم چه روزبزرگی بود تابوت شهید دوران جلوتر بقیه شهدا خودنمایی می کرد ومردم مرزدار قصرشیرین چه استقبال گرمی ازاین شهید کردند
با سلام و صلوات به ارواح پاک ۴۹٫۰۰۰ شهید ارتش جمهوری اسلامی ایران ؛ به ویژه اسطوره ملی شجاعت ، ایثار و شهادت ققنوس تاریخ کهن ایران زمین ، عقاب تیز چنگ آسمان میهن امیر سرلشکر خلبان عباس دوران ؛ مرد مردان دوران .
من با نظر سرکار خانم دلیر روی همسر محترمه شهید بزرگوار دوران در خصوص اینکه نسبت به شهید دوران کم لطفی شده کاملا موافقم و باید عرض کنم که هم اکنون نیز این کم لطفی ها کماکان ادامه دارد.
خانواده محترم شهید و دوستان عزیزم در سایت شهید دوران مطلع هستند که مدت مدیدیست که سعی بر آن دارم تا توسط شهرداری مشهد نام بزرگراهی به نام این پهلوان و اسطوره میدانهای هشت سال دفاع مقدس نامگذاری شود ؛ تا آنهایی که ایشان را نمی شناسند در پی شناخت این شهید بزرگوار باشند و نام و یاد ایشان نیز در پایتخت معنوی ایران یعنی مشهد مقدس نیز زنده باشد ؛ اما حیف و صد حیف که مسئولین شهرداری مشهد یا پاسخ نمیدهند و یا جواب منفی میدهند ! خیلی جالب است اصلا انگار نه انگار که در این مملکت اسلامی زندگی میکنند ؛ اصلا شهیدی به نام امیر سرلشکر خلبان عباس دوران را نمی شناسند و از من طلب نامه ای از بنیاد محترم شهید کردند که آیا کوچه ای یا پس کوچه ای را به نام این شهید بگذارند یا خیر !؟
آیا واقعا حق این قهرمان ملی دفاع مقدس همین است ؟ و ارزشش اینقدر کم ؟؟
واقعا جای بسی تاسف دارد که خیلی ها که از تصدق سر این شهدا به جایی رسیده اند آنها را به ورطه فراموشی سپرده اند .
در این ایام خجسته دهه کرامت از صمیم قلب از یگانه پروردگار بی همتا و خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام به ویژه حضرت بقیه الله الاعظم (عج) میخواهم که غافلین را آگاه و منورالقلب کند و انشاالله بتوانم آن چنان ایستادگی کنم تا این امر محقق گردد.
در جوار مضجع مطهر و نورانی حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء نایب الزیاره همه دوستان و بزرگواران به ویژه خانواده معظم شهید دوران هستم . التماس دعا.
سرلشکر عباس دوران باعث غرور و افتخار من تا ابد خواهد.
سلام به روح بلند شهید والا مقام و شجاع و اسوه مردانگی و شجاعت شهید عباس دوران
امشب شب عاشوراست یاد این شهید افتادم که در مکتب عاشورا به سرورش آقا اباعبدالله چه خوب درس پس داد درسی که دربین ما کمتر کسی نمره قبولی کسب میکنند عباسهای دوران وبابایی دراین شب سرنوشت که آقا بیعت از یاران خود برداشت شما رسم عاشقی را خوب به جای آوردید شهادت گوارایتان خوشا به سعادتتان
روحش شاد
افتخار میکنم به قهرمانان وطنم